تبليغاتX
در انتظار یار

من واقعا تو کار این مردم موندما!

یه وقتایی برای رسیدن به چیزی یا چیزهایی تلاش میکنند که میدونند اگه بهش نرسن بهتره

ولی باز دست از تلاش بیخودشون برنمیدارن!!!


پ.ن:خودم هم یکی از همین مردمم!!!!!

لینک ثابت
هزار پرسش و اما

هزار چون و هزاران چرای بی زیرا

هزار بود و نبود

هزار شاید و باید

هزار باد و مباد

هزار کار نکرده

هزار کاش و اگر

هزار بار نبرده...هزار پوک و مگر...

هزار بار همیشه

هزار بار هنوز.....

مگر تو ای همه هرگز

مگر ت ای همه هیچ

مگر تو نقطه پایان

بر این هزار خط ناتمام بگذاری

مگر تو ای دم آخر

در این میانه تو

سنگ تمام بگذاری.

لینک ثابت
دیدی ای دل عاقبت زخمت زدند

گفته بودم مردم اینجا بدند

دیدی ای دل ساقه جانت شکست

آن عزیزت عهد و پیمانش شکست

دیدی ای دل در جهان یک یار نیست

هیچکس در زندگی غمخوار نیست

دیدی ای دل حرف من بیجا نبود

از برای عشق اینجا جا نبود

نوبهار عمر را دیدی چه شد

زندگی را فهمیدی چه شد.....


پ.ن:ایام فاطمیه را با کمی تاخیر تسلیت میگم و از همه التماس دعا دارم.

لینک ثابت

الهی:کار آنکس کند که تواند.

عطا آنکس بخشد که دارد.

پس بنده چه تواند و چه دارد؟!



لینک ثابت
 

کودکی هایم اتاقی ساده بود                          قصه ای دور اجاق ساده بود

شب که میشد نقش ها جان می گرفت           روی سقف ما که طاقی ساده بود

زندگی دستی پر از پوچی نبود                      بازی ما جفت و طاقی ساده بود

قهر می کردیم به شوق آشتی                      عشق هایم اشتیاقی ساده بود

ساده بودن عادتی مشکل نبود                     سختی نان بود و باقی ساده بود

 

                                                                                     زنده یاد قیصر امین پور

لینک ثابت
لحظه ای فکر....


لحظه ای بصیرت...


لحظه ای دل دادن به امام حاضر...


میشوی چون حر....


آزاده و  آزاد مرد...

و می پیوندی به دریای مهربانی هاگذشت ها،صبر ها...


می شوی زینب...

می شوی زینب...

می شوی زینب....


یا حق،التماس دعا

لینک ثابت
آرزو
90/08/12 | منتظر
 

ای آرزوی بندگی ات  مانده بر دلم......


لینک ثابت
.....
90/07/21 | منتظر

چون وا نمیکنی گره ای، خود گره مباش


                               ابرو گشاده باش ،چو دستت گشاده نیست!

لینک ثابت
می توان با یک گلیم کهنه هم روزرا شب کرد

و شب را روز کرد

می توان مهربانی را ، خدا را ، عشق را با زبانی ساده تر از شاخه ی گل تفسیر کرد

می توان بی رنگ بود همچو آب چشمه ای صاف و زلال

می توان در فکر باغ و دشت بود

می توان این جمله را در دفتر فردا نوشت


(( خوبی از هرچیز دیگر بهتر است))

لینک ثابت
چند ماهی میشه که از دانشگاه فارغ التحصیل شدم اوایل خوب بود چون دیگه هیچ استادی نبود که ازت کنفرانس و مقاله و ترجمه و غیره و ذلک بخواد! دیگه مجبور نبودی شب و روز یه درسی رو بخونی که برات پاس کردنش سخت بود! دیگه مجبور نبودی با استاد سر نمره چونه بزنی! اما این خوبیا برا همون اوایل ِ کار بود یه مدتی که گذشت دلم برا همه همکلاسیام تنگ شد ، برا درساو استادایی که بعضی وقتها با اکراه و از روی اجبار میرفتم سر کلاسشون برا سختی هایی که موقع تحویل یه ترجمه یا یه مقاله میکشیدم برا بعضی از دوستام که حتی یه لحظه هم تو این دنیا نبودندو همه اش به دنبال ارتقای معنوی خودشون بودند برا همه چی.... حالا که فکر میکنم میبینم با این حال چقدر وقتم رو بیهوده از دست دادم و آنچنان که باید،مفید نبودم حالا به هرکسی احساسم رو میگم برمیگرده بهم میگه: بابا تو چه حالی داریا،همه میخوان زود درسشون تموم بشه و فارغ التحصیل بشن بعد تو اول ِ ناراحتیته!!!!! اما همین ادما خودشون هم نمیدونن چطوری دارن این موقعیت ها رو از دست میدن این چند ماه با این که کارای زیادی داشتم اما هنوز حسرت یه ساعت حضور تو دانشگاه رو میخورم واقعا یه محیط علمی میتونه از هر جهت زندگی ادم رو زیر و کنه حالا هم دوست دارم خدا یه بار دیگه به سرم منت بذاره و بهم کمک کنه که به دانشگاه برگردم و برای تعالی خودم و جامعه ام در سطوح بالا تلاش کنم ..................................................................... پ.ن :دوستانی که دانشجو هستن قدر لحظه لحظه این دوران رو بدونن که دیگه این دوران بر نمیگرده ها، ما گفتیم ،خود دانید
لینک ثابت

تمامی حقوق مادی و معنوی " در انتظار یار " برای " منتظر " محفوظ می باشد!
طـرّاح قـالـب: شــیــعــه تـم
Design By: Tarahaan.ir